ترجمه "wallop" به فارسی

زوربازو, کوبیدن, کیف بهترین ترجمه های "wallop" به فارسی هستند.

wallop verb noun دستور زبان

A heavy blow, punch. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زوربازو

  • کوبیدن

    verb
  • کیف

    noun proper
  • ترجمه های کمتر

    • زور
    • لذت
    • (انگلیس) آبجو
    • (باسروصدا) جوشیدن
    • (عامیانه)
    • با سنگینی و بدقوارگی حرکت کردن
    • باسرعت حرکت کردن
    • بی محابا راندن
    • تند جنبیدن
    • سخت شکست دادن
    • سخت ضربه زدن
    • ضربه ی سخت
    • قل قل کردن
    • کتک جانانه
    • کتک جانانه زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wallop " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "wallop" با ترجمه به فارسی

  • (عامیانه) · ابر روال · بزرگ و مجلل · خونریزی · شکست فاحش · عظیم · فوق العاده · کتک جانانه
  • (انگلیس - سابقا) دارای خانه و لذا دارای حق رای دادن
  • کارگر بارانداز
  • سخت زدن · شلاق زدن
اضافه کردن

ترجمه های "wallop" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه