ترجمه "wallow" به فارسی
مراغیدن, مراغه کردن, غلت بهترین ترجمه های "wallow" به فارسی هستند.
(intransitive) To roll one's self about, as in mire; to tumble and roll about; to move lazily or heavily in any medium; to flounder; as, swine wallow in the mire. [..]
-
مراغیدن
to roll oneself about, as in mire; to tumble and roll about; to move lazily or heavily in any medium; to flounder; as, swine wallow in the mire [..]
-
مراغه کردن
to roll oneself about, as in mire; to tumble and roll about; to move lazily or heavily in any medium; to flounder; as, swine wallow in the mire [..]
-
غلت
the boat alternately sterning out of the way of the whale's horrible wallow
به فرمان او قایق به طور متناوب از سر راه غلت وحشتآور وال عقب میکشید
-
ترجمه های کمتر
- غلتیدن
- لجنزار
- گودال
- (آتش یا دود وغیره) زبانه کشیدن
- (به ویژه ناو) به طرفین متمایل شدن
- (در گل یا لجن یا گرد و خاک و غیره) غلت زدن
- (مجازی ) زیاده روی کردن
- افراط کردن
- اوج گرفتن
- زیاد داشتن
- شادی کردن
- غوطه ور بودن
- غوطه وری
- مغروق بودن یاشدن
- وجد کردن
- پس و پیش رفتن
- چال ( که توسط حیوانات غلتنده ایجاد شده است)
- چپ و راست رفتن
- گل و لای (محلی که جانوران در آن غلت می زنند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wallow " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate