ترجمه "wamble" به فارسی

تهوع, (دل ) به هم خوردن, (محلی) بهترین ترجمه های "wamble" به فارسی هستند.

wamble verb noun دستور زبان

(dialect) An unsteady walk; a staggering or wobbling. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تهوع

    noun
  • (دل ) به هم خوردن

  • (محلی)

  • ترجمه های کمتر

    • (مهجور) حالت تهوع داشتن
    • تلو تلوخوردن
    • شلنگ تخته
    • غلت زدن
    • چرخ خوردن
    • چرخ زدن
    • چرخ زنی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wamble " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "wamble" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه