ترجمه "wan" به فارسی

رنگپریده, زرد, نحیف بهترین ترجمه های "wan" به فارسی هستند.

wan adjective noun verb دستور زبان

Pale, sickly-looking. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رنگپریده

    pale, sickly-looking

    and barely cast a wan pallor on a few metres of the damp walls of the sewer.

    و فقط اندک سفیدی رنگپریده بر چند متر از دیواره مرطوب اگو میانداخت.

  • زرد

    adjective

    his wan but wondrous eyes did plainly say We two watchmen never rest.

    چشمان زرد اما شگفتی زای او به وضوح میگفتند: ما دو نوبتی هستیم که هرگز روی آسایش نمیبینیم.

  • نحیف

  • ترجمه های کمتر

    • خسته
    • رنجور
    • ضعیف
    • (آدم) رنگ پریده
    • (مهجور) تیره
    • (مهجور) زمان گذشته ی : win
    • (نادر) رنگ پریده کردن یاشدن
    • بی حال
    • بی نا
    • بیمار گونه کردن یا شدن
    • غم انگیز
    • کم خون
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

WAN noun دستور زبان

Acronym of [i]wide area network[/i]. [..]

+ اضافه کردن

"WAN" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای WAN در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "wan" با ترجمه به فارسی

  • رنگ پریدگی · زرد رنگی · کم رنگی · کمرنگی
  • رنگ پریدگی · زرد رنگی · کم رنگی · کمرنگی
اضافه کردن

ترجمه های "wan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه