ترجمه "wanness" به فارسی
کمرنگی, رنگ پریدگی, زرد رنگی بهترین ترجمه های "wanness" به فارسی هستند.
wanness
noun
دستور زبان
the state of being wan; pallor [..]
-
کمرنگی
noun -
رنگ پریدگی
-
زرد رنگی
noun -
کم رنگی
That earned him a wan smile.
این حرفها لبخند کم رنگی به لبهای ریتا آورد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wanness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wanness" با ترجمه به فارسی
-
(آدم) رنگ پریده · (مهجور) تیره · (مهجور) زمان گذشته ی : win · (نادر) رنگ پریده کردن یاشدن · بی حال · بی نا · بیمار گونه کردن یا شدن · خسته · رنجور · رنگپریده · زرد · ضعیف · غم انگیز · نحیف · کم خون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن