ترجمه "wangle" به فارسی

(با زرنگی) به دست آوردن, (عامیانه) نارو زدن, بدجلوه دادن بهترین ترجمه های "wangle" به فارسی هستند.

wangle verb noun دستور زبان

(transitive) To obtain through manipulative or deceitful methods: "if a country such as China decided to wangle various concessions out of the US government"[1] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (با زرنگی) به دست آوردن

  • (عامیانه) نارو زدن

  • بدجلوه دادن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • تقلب کردن
    • تلکه کردن
    • حیله گری کردن
    • درکشیدن 2 - (درحساب و دفتر و غیره) دست بردن
    • قر دادن
    • قر و غمزه آمدن
    • لول خوردن
    • پس و پیش کردن
    • پشت هم اندازی کردن
    • پنهان شدن
    • کلاشی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wangle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "wangle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه