ترجمه "wanting" به فارسی
دارای کمبود, بدون, دارای کاستی بهترین ترجمه های "wanting" به فارسی هستند.
wanting
adjective
noun
verb
adposition
دستور زبان
Absent or lacking. [..]
-
دارای کمبود
adjective -
بدون
adpositionUntil you give those two federal agents you just tried to lie to the info they want.
تا زماني که حقايقي که اون دو افسر احتياج دارن رو بدون دروغ بهشون بگي.
-
دارای کاستی
-
ترجمه های کمتر
- دارای کسری
- غیرموجود
- فاقد
- مفقود
- ناقص
- ناکارا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wanting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wanting" با ترجمه به فارسی
-
آرزو · احتیاج · بایستن · بینوایی · تحت تعقیب قرار دادن · تنگدستی · تنگدستی 0 · حاجت · خواست · خواستار شدن · خواستن · خواسته · خواستَن · در تنگدستی بودن · دنبال کسی بودن · دوست داشتن · زمان گذشته و اسم مفعول واژه ی : meet · طلب · طلب کردن · عسرت · عسرت کشیدن · فاقد بودن · فقدان · فقر · فقیر بودن · لازم داشتن · میل داشتن · نداشتن · نقص · نیاز · نیاز داشتن · نیازمند بودن · ویدش · کسر داشتن · کسری · کم آوردن · کم داشتن · کمداشت · کمی
-
آگهی استخدام
-
نیاز به سرعت: تحت تعقیب
-
میخوام بدونم · میخواهم بدانم
-
خوشه های خشم
-
(امریکا- عامیانه - روزنامه) آگهی های طبقه بندی شده · اگهی های کوتاه · نیازمندی ها
-
آگهی استخدام
-
خواسته ها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن