ترجمه "wantoner" به فارسی
عیاش, سر بهوا بهترین ترجمه های "wantoner" به فارسی هستند.
wantoner
adjective
comparative form of [i]wanton[/i]: more wanton
-
عیاش
-
سر بهوا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wantoner " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wantoner" با ترجمه به فارسی
-
بازیچه قرار دادن · سرسری گرفتن · کار بیهوده کردن
-
بازیگوشی · بی خیالی · بی عفتی · بیعاری · رهاسازی · لاابالی گری · لاقیدی · هرزگی · واگذاری
-
(در اصل) بی انضباط · (شعر قدیم) بازیگوش · (شعر قدیم) دمدمی · (نادر) سبز و خرم · (نادر) فاخر · آدم اهل عیش و نوش · آدم خوش گذران · بازیچه قرار دادن · بدجنسانه · بوالهوس · بچه (یا حیوان) بازیگوش 2 · بی بندو بار · بی خود · بی دلیل · بی و بند و بار بودن · تحمل آمیز · تخس · تخس بودن · توجیه ناپذیر · حرف نشنو · سرسری گرفتن · سرکش · شهوت رانی کردن 1 · شوخ · شوخ چشم · شیطان · متغیر · مهارنکردنی · نانجیب · هرزه · هرزگی کردن 0 · پر شاخ و برگ · کار بیهوده کردن · کنترل ناپذیر · گستاخ
-
(در اصل) بی انضباط · (شعر قدیم) بازیگوش · (شعر قدیم) دمدمی · (نادر) سبز و خرم · (نادر) فاخر · آدم اهل عیش و نوش · آدم خوش گذران · بازیچه قرار دادن · بدجنسانه · بوالهوس · بچه (یا حیوان) بازیگوش 2 · بی بندو بار · بی خود · بی دلیل · بی و بند و بار بودن · تحمل آمیز · تخس · تخس بودن · توجیه ناپذیر · حرف نشنو · سرسری گرفتن · سرکش · شهوت رانی کردن 1 · شوخ · شوخ چشم · شیطان · متغیر · مهارنکردنی · نانجیب · هرزه · هرزگی کردن 0 · پر شاخ و برگ · کار بیهوده کردن · کنترل ناپذیر · گستاخ
-
بازیگوشی · بی خیالی · بی عفتی · بیعاری · رهاسازی · لاابالی گری · لاقیدی · هرزگی · واگذاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن