ترجمه "warble" به فارسی
چهچهه, آواز, (اسب) جای زین بهترین ترجمه های "warble" به فارسی هستند.
warble
verb
noun
دستور زبان
to modulate a tone's frequency [..]
-
چهچهه
" Did you warble, my little wren? "
" چهچهه زدي چکاوکم ؟ "
-
آواز
nounI hear a nightingale warbling in a wood half a mile off;
آواز بلبلی را که در درختستانی در نیم مایلی اینجا نغمه میسراید میشنوم.
-
(اسب) جای زین
-
ترجمه های کمتر
- (با کتابت) آواز خواندن
- (به ویژه پرنده) چهچه زدن
- به صورت ترانه یا آواز بیان کردن
- صدای چهچهه
- غده ای که در اثر فشار زین بر پشت اسب به وجود می آید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " warble " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "warble" با ترجمه به فارسی
-
سهره چهچههزن سینهکهر
-
سهره چهچههزن دمساده
-
سهره چهچههزن سینهحنایی
-
سهره چهچههزن گلوخاکستری
-
سهره چهچههزن خاکسترگون
-
سرودخوان خوشآواز
-
اسبمگسان · خرمگسها · مگسهاي انگلي
-
(جانورشناسی) خرمگس · مگس انگلی (تیره ی Oestridae)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن