ترجمه "warlord" به فارسی
جنگسالار, سردار, سپهسالار بهترین ترجمه های "warlord" به فارسی هستند.
warlord
noun
دستور زبان
A high military officer in a warlike nation. [..]
-
جنگسالار
person with power who has both military and civil control
-
سردار
noun properA guerilla warlord broke a cease-fire with the government.
یه سردار پارتيزان ، آتش بس با دولت رو نقض کرده
-
سپهسالار
noun
-
ترجمه های کمتر
- ستمگر
- جنگ سالار
- فرمانده ارتشی
- فرمانروای ظالم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " warlord " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن