ترجمه "warning" به فارسی

هشدار, اخطار, تذکر بهترین ترجمه های "warning" به فارسی هستند.

warning interjection noun verb دستور زبان

Present participle of warn. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هشدار

    noun

    instance of warning someone [..]

    Our teacher warned him not to be late again.

    معلم ما به او هشدار داد که دیگر دیر نکند.

  • اخطار

    noun

    My warning spells should have been activated instantly, but for whatever reason they didn't work.

    طلسمهای اخطار من باید فوراً عمل می کردن، اما به هر دلیلی فعال نشدن.

  • تذکر

    noun

    He also warned the Pujari brothers to get out.

    و همينطور به برادر هاي " پيژآري " تذکر داده که بيرون برند.

  • ترجمه های کمتر

    • خبر
    • عبرت
    • اطلاع
    • آژیر
    • آگاهی
    • تذکار
    • آژیرش
    • آگهداد
    • هشدارآفرین
    • درس عبرت
    • مایه ی عبرت
    • نصيحت آميز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " warning " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Warning

Warning (Green Day album)

+ اضافه کردن

"Warning" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Warning در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "warning"

عباراتی شبیه به "warning" با ترجمه به فارسی

  • خدمات اگاهیدهنده کشاورزی · خدمات هشداردهنده کشاورزی
  • سیستمهای هشداردهنده زودرس
  • زنگ
  • نشانهای هشداردهنده راهنمایی و رانندگی
  • (با: off یا away و غیره) برحذر داشتن · آژیر دادن · آژیردن · آگاه کردن · اخطار کردن · اطلاع دادن · تذکر دادن · دلسرد کردن · سست کردن · متنبه کردن · هشدار دادن · پرهیزاندن · یادآور شدن
  • چراغ خطر · چراغ قرمز
  • آواکس
  • هشدارهای خطر
اضافه کردن

ترجمه های "warning" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه