ترجمه "warn" به فارسی

متنبه کردن, هشدار دادن, آژیردن بهترین ترجمه های "warn" به فارسی هستند.

warn verb دستور زبان

(transitive) To make (someone) aware of impending danger etc. [from 11th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متنبه کردن

    verb
  • هشدار دادن

    verb

    He used his last dying breath to warn us.

    اون از آخرين نفس هاي قبل مرگش براي هشدار دادن به ما استفاده کرد.

  • آژیردن

  • ترجمه های کمتر

    • پرهیزاندن
    • (با: off یا away و غیره) برحذر داشتن
    • آژیر دادن
    • آگاه کردن
    • اخطار کردن
    • اطلاع دادن
    • تذکر دادن
    • دلسرد کردن
    • سست کردن
    • یادآور شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " warn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "warn" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "warn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه