ترجمه "warmth" به فارسی
گرمی, گرما, هرم بهترین ترجمه های "warmth" به فارسی هستند.
warmth
noun
دستور زبان
A moderate degree of heat; the sensation of being warm. [..]
-
گرمی
nounmoderate heat; sensation of being warm
When David embraced her, he was astonished by the warmth of her response.
وقتی دیوید او را در آغوش گرفت از گرمی پاسخی که دریافت کرد در حیرت شد.
-
گرما
nounA measure of warmth steals through everyone and extends even to their feet.
گرما در همه افراد جانی تازه میدمد و حتی به پاهایشان نیز میرسد.
-
هرم
nounmoderate heat; sensation of being warm
-
ترجمه های کمتر
- خونگرمی
- حرارت
- صمیمیت
- محبت
- روشنی
- اشتیاق
- مهربانی
- گرمش
- آزردگی
- (رنگ) دلپذیری
- با محبت
- خشم خفیف
- چشم نوازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " warmth " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن