ترجمه "warrantee" به فارسی

ضمانت, گارانتی, تضمین بهترین ترجمه های "warrantee" به فارسی هستند.

warrantee noun دستور زبان

The beneficiary of a warranty. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ضمانت

    noun

    So the warrantee just ran out.

    پس ضمانت بتازگی تموم شده

  • گارانتی

    noun
  • تضمین

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تعهد
    • (حقوق) متعهدله
    • دارنده ی حواله
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " warrantee " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "warrantee" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه