ترجمه "wart" به فارسی
زگیل, آژخ, واروک بهترین ترجمه های "wart" به فارسی هستند.
wart
noun
دستور زبان
(pathology) A type of deformed growth occurring on the skin caused by the human papillomavirus (HPV). [..]
-
زگیل
nountype of growth occurring on the skin [..]
I don't want to treat warts all my life.
من نمی خواهم تمام عمرم زگیل معالجه كنم
-
آژخ
-
واروک
-
ترجمه های کمتر
- گوشتین
- خدشه
- عیب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wart " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wart" با ترجمه به فارسی
-
زگيلها · پاپیلوم
-
(جانورشناسی) گراز زگیل دار (Phacochoerus aethiopicus)
-
زگیل تناسلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن