ترجمه "wartime" به فارسی

دوران جنگ, زمان جنگ, وابسته به زمان جنگ بهترین ترجمه های "wartime" به فارسی هستند.

wartime noun دستور زبان

A period during which a war is in progress in a particular place. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دوران جنگ

  • زمان جنگ

    I don't think one knows anything in wartime.

    فکر نميکنم کسي از اينده تو زمان جنگ مطلع باشه.

  • وابسته به زمان جنگ

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wartime " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "wartime" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه