ترجمه "wary" به فارسی
محتاط, هوشیار, ملاحظه کار بهترین ترجمه های "wary" به فارسی هستند.
wary
adjective
دستور زبان
Cautious of danger; carefully watching and guarding against deception, artifices, and dangers; timorously or suspiciously prudent; circumspect; scrupulous; careful. [..]
-
محتاط
He seems to be wary of us.
به نظر می آید او نسبت به ما محتاط است.
-
هوشیار
adjective -
ملاحظه کار
adjective
-
ترجمه های کمتر
- محتاطانه
- مواظب
- مُحتَذِر، هوشیار، هشیار، بهش، خبر دار، هشیوار، گوش بزنگ
- هشیار
- احتیاطآمیز
- باخبر
- با ملاحظه
- با پروا
- بسیار محتاط
- دست به عصا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wary " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wary" با ترجمه به فارسی
-
واریس دیری
-
احتیاط · دقت · هشیاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن