ترجمه "wariness" به فارسی
هشیاری, احتیاط, دقت بهترین ترجمه های "wariness" به فارسی هستند.
wariness
noun
دستور زبان
vigilance or the condition of being alert [..]
-
هشیاری
noun -
احتیاط
Be wary, and do not attract attention to yourself.
خودتان هم احتیاط را از دست ندهید، توجه مردم را به خودتان جلب نکنید.
-
دقت
nounHe was watching her carefully now, his dark eyes wary.
مرد حالا که با چشمان تیزش با دقت به او نگاه میکرد و زیر نظر داشت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wariness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wariness" با ترجمه به فارسی
-
احتیاطآمیز · با ملاحظه · با پروا · باخبر · بسیار محتاط · دست به عصا · محتاط · محتاطانه · ملاحظه کار · مواظب · مُحتَذِر، هوشیار، هشیار، بهش، خبر دار، هشیوار، گوش بزنگ · هشیار · هوشیار
-
واریس دیری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن