ترجمه "wasting" به فارسی
اتلاف, تضییع, بر باد دهنده بهترین ترجمه های "wasting" به فارسی هستند.
wasting
adjective
noun
verb
دستور زبان
Referring to something that cause a waste, particularly a wasting disease which causes pronounced loss of body mass. [..]
-
اتلاف
nounBut the fat man was impatient at this waste of time.
اما مرد چاق از این اتلاف وقت حوصلهاش سر رفته بود.
-
تضییع
noun -
بر باد دهنده
-
ترجمه های کمتر
- بیمار کننده
- ضعف بنیه
- طب
- لاغری
- مخرب
- مضر برای سلامتی
- نزاری
- ویرانگر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wasting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wasting" با ترجمه به فارسی
-
اشغال · زباله
-
پسماندههای خانگی
-
دفع · زوائد · فضله · فضولات · نجاست · پس مانده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن