ترجمه "watercraft" به فارسی
ترابرآبی, شناگری, ناوشناسی بهترین ترجمه های "watercraft" به فارسی هستند.
watercraft
noun
دستور زبان
Skill in boating, swimming, or other water-related sports. [..]
-
ترابرآبی
-
شناگری
-
ناوشناسی
-
ترجمه های کمتر
- شناور
- رگ
- ظرف
- مهارت در ورزش های آبی (مانند شنا یا غواصی) آب بازی
- مهارت در کشتیرانی یا قایقرانی
- وسیله ی نقلیه ی آبی (مانند کشتی)
- کشتی - شناسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " watercraft " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن