ترجمه "watered" به فارسی
(سرزمین) پر آب, (سهام) آبکی شده, آب پاشی شده بهترین ترجمه های "watered" به فارسی هستند.
watered
adjective
verb
دستور زبان
Supplied with adequate water. [..]
-
(سرزمین) پر آب
-
(سهام) آبکی شده
-
آب پاشی شده
-
ترجمه های کمتر
- آبیاری شده
- رودبار
- سیراب
- پر رودخانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " watered " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "watered" با ترجمه به فارسی
-
نظامهای تامین آب آشامیدنی
-
آبهای آزاد · آبهای بینالمللی
-
اسفناج آبي · ايپومئا رپتانس · ایپومئا اکوآتیکا · كلم آبي
-
کفیر آب
-
آبهای ساحلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن