ترجمه "waterfront" به فارسی

اسکله, ساحل, کرانه بهترین ترجمه های "waterfront" به فارسی هستند.

waterfront noun دستور زبان

The land alongside a body of water [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسکله

    noun

    ... gymmills, blind tigers on the waterfront anglers and the musers.

    بارهاي دريانوردها آسياب هاي پنبه زني و پلنگ هاي کور روي اسکله

  • ساحل

    noun

    The driver turned the carriage toward the waterfront

    راننده کالسکه را به سمت ساحل هدایت کرد،

  • کرانه

  • ترجمه های کمتر

    • لنگرگاه
    • (بندر) محل اسکله ها
    • آب کنار
    • دریا کنار
    • رود کنار
    • زمین کنار رود یا دریا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " waterfront " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "waterfront" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "waterfront" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه