ترجمه "wateriness" به فارسی

آبداری, آب آلودی, آبکی بودن بهترین ترجمه های "wateriness" به فارسی هستند.

wateriness noun دستور زبان

the state of being watery [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبداری

  • آب آلودی

  • آبکی بودن

  • پر آبی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wateriness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "wateriness" با ترجمه به فارسی

  • (ابر) پر آب · (زخم و غیره) لچ افتاده · آب آکند · آب زیپو · آب لمبو · آب مانند · آبروت · آبسان · آبکی · آبگون · آبی · اشک آلود · با گریه و زاری · باران دار · باران زا · بارانی · خیس · دارای آب و چرک · دریایی · رقیق · رنگ پریده · سست · شل · شل و ول · ضعیف · لمبو · وابسته به یا همانند آب · واقع در آب · پر آب · کم رنگ · کم قوه
  • اوژنیا آکوئهآ · درخت جام آبدار · سيزيژيوم آكوئوم
  • (ابر) پر آب · (زخم و غیره) لچ افتاده · آب آکند · آب زیپو · آب لمبو · آب مانند · آبروت · آبسان · آبکی · آبگون · آبی · اشک آلود · با گریه و زاری · باران دار · باران زا · بارانی · خیس · دارای آب و چرک · دریایی · رقیق · رنگ پریده · سست · شل · شل و ول · ضعیف · لمبو · وابسته به یا همانند آب · واقع در آب · پر آب · کم رنگ · کم قوه
اضافه کردن

ترجمه های "wateriness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه