ترجمه "waterless" به فارسی
خشک, بایر, بی آب بهترین ترجمه های "waterless" به فارسی هستند.
waterless
adjective
دستور زبان
Dry, arid, lacking water. [..]
-
خشک
adjective“The wilderness and the waterless region will exult, and the desert plain will be joyful and blossom as the saffron.
«بیابان و زمین خشک شادمان خواهد شد و صحرا به وجد آمده، مثل گل سرخ خواهد شکفت.
-
بایر
adjective -
بی آب
(1 Timothy 1:19) The hypocrite may promise much in the way of spiritual refreshment but turns out to be a ‘waterless cloud’—delivering nothing.
( ۱تیموتاؤس ۱:۱۹) شخص ریاکار ممکن است برای طراوت روحانی شما وعدههای بسیار دهد امّا مانند ‹ابری است بی آب› که ثمرهای به همراه ندارد.
-
ترجمه های کمتر
- بی نیاز از آب
- لم یزرع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " waterless " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن