ترجمه "watershed" به فارسی
(جغرافی) آب پخشان, (مجازی) نقطه ی عطف, آبگیر رودخانه بهترین ترجمه های "watershed" به فارسی هستند.
watershed
noun
دستور زبان
The topographical boundary dividing two adjacent catchment basins, such as a ridge or a crest. [..]
-
(جغرافی) آب پخشان
-
(مجازی) نقطه ی عطف
-
آبگیر رودخانه
-
ترجمه های کمتر
- جلگه ی رودخانه
- زمان یا عمل سرنوشت ساز
- مرحله قاطع
- نقطه برگشت
- نقطه تحول
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " watershed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "watershed" با ترجمه به فارسی
-
آبخیزداری
-
آبپخشانها · حوضه آب زيرزميني
اضافه کردن مثال
اضافه کردن