ترجمه "waterside" به فارسی
ساحل, کرانه, ساحلی بهترین ترجمه های "waterside" به فارسی هستند.
waterside
adjective
noun
دستور زبان
The land bordering a body of water [..]
-
ساحل
nounGrasshoppers chirruped in the trees, frogs croaked by the waterside.
زنجرهها لای شاخههای درختان و غوکها در ساحل جویها آواز میخواندند.
-
کرانه
-
ساحلی
adjective
-
ترجمه های کمتر
- دریا کران
- لب آب
- کرانه ای
- کنار آب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " waterside " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "waterside" با ترجمه به فارسی
-
(استرالیا و زلاندنو) رجوع شود به longshoreman
اضافه کردن مثال
اضافه کردن