ترجمه "waygoing" به فارسی

رهسپاری, عزیمت, عازم بهترین ترجمه های "waygoing" به فارسی هستند.

waygoing adjective دستور زبان

Going away; departing; of or relating to one who goes away.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رهسپاری

  • عزیمت

  • عازم

  • ترجمه های کمتر

    • (اسکاتلند)
    • در حال رفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " waygoing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "waygoing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه