ترجمه "wayward" به فارسی

خودسر, سرکش, نافرمان بهترین ترجمه های "wayward" به فارسی هستند.

wayward adjective دستور زبان

given to wilful, perverse deviation from the expected norm; tending to stray [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خودسر

    given to wilful, perverse deviation from the expected norm; tending to stray

    I'm getting a little tired of you using my place as a den for wayward wolves.

    یه کمینگاه واسه گرگ های خودسر استفاده میکنی خسته شدم

  • سرکش

    adjective

    They will not sink, lade them as you will; but they are wayward if mishandled.

    غرق نمیشوند، تا جایی که میخواهید آنها را بار بزنید؛ اما اگر با آنها ناشیانه رفتار کنید، سرکش میشوند.

  • نافرمان

    adjective

    If we let them go, we set a bad example for wayward boys

    اگه بذاريم برن ، يه مثال بد براي هزاران پسر بد و نافرمان ميذاريم

  • ترجمه های کمتر

    • منحرف
    • دمدمی
    • ناخواسته
    • (قدیمی) غیرمنتظره
    • بی ثبات
    • بی وفا
    • خود سرانه
    • عنان گسیخته
    • کله شق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wayward " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "wayward" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "wayward" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه