ترجمه "waywardness" به فارسی
خودسری ترجمه "waywardness" به فارسی است.
waywardness
noun
دستور زبان
the quality of being wayward [..]
-
خودسری
The other students, particularly the boys, were intimidated by Rahel's waywardness and almost fierce lack of ambition.
بقیه دانشجویان، به خصوص پسرها، به خودسری راحل و فقدان تقریباً هولناک جاه طلبیاش خو گرفته بودند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " waywardness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "waywardness" با ترجمه به فارسی
-
(قدیمی) غیرمنتظره · بی ثبات · بی وفا · خود سرانه · خودسر · دمدمی · سرکش · عنان گسیخته · منحرف · ناخواسته · نافرمان · کله شق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن