ترجمه "weaning" به فارسی

از شیرگیری, از شيرگرفتن, از شیر گرفتن بهترین ترجمه های "weaning" به فارسی هستند.

weaning noun verb دستور زبان

The (passive) process of a child or animal ceasing to be dependant on the mother for nourishment. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • از شیرگیری

  • از شيرگرفتن

  • از شیر گرفتن

    after weaning and growing, their pups were tried out in the paddocks

    تولهها پس از رشد و از شیر گرفتن، در چراگاه نشان میدادند که چند مرده حلاجند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " weaning " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "weaning" با ترجمه به فارسی

  • وزن از شیرگیری
  • (اسکاتلند) کودک · از شیر گرفتن · باز داشتن · بچه · ترک (عادت و غیره) دادن · منصرف کردن
  • دامخوراکهای بعد از شیرگیری
  • غذاهاي شیرخوار · غذاهاي پس از شيرگيري · غذاهای کودک
  • (اسکاتلند) کودک · از شیر گرفتن · باز داشتن · بچه · ترک (عادت و غیره) دادن · منصرف کردن
اضافه کردن

ترجمه های "weaning" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه