ترجمه "wealthy" به فارسی
ثروتمند, غنی, دولتمند بهترین ترجمه های "wealthy" به فارسی هستند.
wealthy
adjective
noun
دستور زبان
Possessing financial wealth; rich. [..]
-
ثروتمند
This cautious and very wealthy tribe asked for dependable allies.
این قبیله محتاط و خیلی ثروتمند برای خود متحد ین قبایل اعتمادی میخواست.
-
غنی
adjectiveHaving a lot of money and possessions.
Solve the two problems, encourage the wealthy, and protect the poor
این هر دو مسئله را حل کنید، غنی را جرأت بخشید و فقیر را حمایت کنید،
-
دولتمند
adjective noun
-
ترجمه های کمتر
- پولدار
- متمول
- پر
- فراوان
- دارا
- مالدار
- سرشار
- برخوردار از وفور
- سیب سرخ پاییزی
- پر مایه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wealthy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wealthy" با ترجمه به فارسی
-
ثروت · دولتمندی
-
غنی ترین
-
درست کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن