ترجمه "wealthiness" به فارسی
ثروت, دولتمندی بهترین ترجمه های "wealthiness" به فارسی هستند.
wealthiness
noun
دستور زبان
wealth; the possession of riches [..]
-
ثروت
nounThere was something at once wealthy andinterestingly wicked about a taxicab.
با تاکسی رفتن هم نشانه ثروت بود و هم عجیب شیطنت آمیز.
-
دولتمندی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wealthiness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wealthiness" با ترجمه به فارسی
-
برخوردار از وفور · ثروتمند · دارا · دولتمند · سرشار · سیب سرخ پاییزی · غنی · فراوان · مالدار · متمول · پر · پر مایه · پولدار
-
غنی ترین
-
درست کردن
-
برخوردار از وفور · ثروتمند · دارا · دولتمند · سرشار · سیب سرخ پاییزی · غنی · فراوان · مالدار · متمول · پر · پر مایه · پولدار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن