ترجمه "Wealth" به فارسی
ثروت- دارایی, ثروت, مال بهترین ترجمه های "Wealth" به فارسی هستند.
Wealth
-
ثروت- دارایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Wealth " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
wealth
noun
دستور زبان
(obsolete) Weal; welfare; prosperity; good; well-being; happiness; joy. [..]
-
ثروت
nounriches; valuable material possessions [..]
I was given a minor share of my father's wealth.
به من سهم کوچکی از ثروت پدرم داده شد.
-
مال
nounBut they were as fiercely proud in their poverty as the planters were in their wealth
ولی همچنان که ثروتمندان، مغرور مال خود بودند آنان نیز مصراً به فقر خویش افتخار میکردند،
-
دارایی
To make my wealth.
برای بدست اوردن دارایی
-
ترجمه های کمتر
- رفاه
- فراوانی
- وفور
- گنجینه
- غنا
- تمول
- جواهرات
- زیادی
- موهبت
- (اقتصاد) هر چیز دارای ارزش اقتصادی
- (مهجور) رجوع شود به weal
- ثروت زیاد
- ثروت های طبیعی
- مال و منال
- منابع طبیعی
- پول زیاد
عباراتی شبیه به "Wealth" با ترجمه به فارسی
-
مالیاتبندی سرمایه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن