ترجمه "weariful" به فارسی
خسته کننده, ملالت انگیز بهترین ترجمه های "weariful" به فارسی هستند.
weariful
adjective
دستور زبان
Causing weariness [..]
-
خسته کننده
Even speech was a labor and a weariness.
حتی سخن گفتن هم در نظرش کاری خسته کننده و طاقت فرسا مینمود.
-
ملالت انگیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " weariful " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "weariful" با ترجمه به فارسی
-
بیزار از زندگی · جان به لب رسیده · جهان بیزار · جهان خسته
-
بیزار
-
ازکار انداختن · بیزار · خسته · خسته شدن · خسته کردن · خسته کردن یا شدن · خسته کننده · درماندگی · زننده · سخت کار کردن · فرسوده · فرسوده شدن · فرسوده کردن · ملالت آور · ناخوشایند · وامانده · کسل · کسل شدن
-
تعب · خستگی · فرسودگی · هر چیز خسته کننده
-
تعب · خستگی · فرسودگی · هر چیز خسته کننده
-
تعب · خستگی · فرسودگی · هر چیز خسته کننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن