ترجمه "weasel" به فارسی

راسو, مکرآمیز, مکار بهترین ترجمه های "weasel" به فارسی هستند.

weasel verb noun دستور زبان

The least weasel, Mustela nivalis . [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • راسو

    noun

    least weasel, Mustela nivalis [..]

    A weasel or a mouse that gets its own living is more interesting.

    راسو یا موش که خودش غذایش را به دست میآورد از این توله جالبتر است.

  • مکرآمیز

  • مکار

  • ترجمه های کمتر

    • خز
    • ترفندباز
    • (جانور شناسی) راسو (جنس Mustela)
    • (عامیانه - با: out) از زیر کار فرار کردن
    • (واژه) چند پهلو
    • آب زیرکاه
    • آدم حیله گر
    • از زیر مسئولیت در رفتن
    • خلف وعده کردن
    • واژه ی چند پهلو به کار بردن
    • گمراه کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " weasel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Weasel
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • راسوی کوچک

تصاویر با "weasel"

عباراتی شبیه به "weasel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "weasel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه