ترجمه "weatherman" به فارسی

هواشناس, (رادیو و تلویزیون) گزارشگر وضع هوا بهترین ترجمه های "weatherman" به فارسی هستند.

weatherman noun دستور زبان

A weather forecaster, especially a male one. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هواشناس

    noun

    I'm weatherman Brick Tamland, and I like butter.

    من هواشناس بریک تملند هستم و عاشق کره ام.

  • (رادیو و تلویزیون) گزارشگر وضع هوا

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " weatherman " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Weatherman noun proper دستور زبان

A radical American left-wing terrorist organization of the late 1960s and 1970s, opposing the US government. [..]

+ اضافه کردن

"Weatherman" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Weatherman در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "weatherman" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه