ترجمه "weave" به فارسی
بافتن, بافت, پارچه بهترین ترجمه های "weave" به فارسی هستند.
weave
verb
noun
دستور زبان
To form something by passing lengths or strands of material over and under one another. [..]
-
بافتن
verbto form something by passing strands of material over and under one another
How do we begin to weave these tapestries together?
چطور شروع به بافتن این رشته ها بکنیم؟
-
بافت
nounThey weave it cleverly, lightly, like a cobweb.
آنها به زيرکي و با آهستگي اين را بافته اند دقيقا مانند تار عنکبوت
-
پارچه
noun
-
ترجمه های کمتر
- پیچیدن
- تنیدن
- منسوج
- پنگاندن
- (عنکبوت و غیره) تنیدن
- (وسیله ی نقلیه و غیره) به چپ و راست رفتن یا بردن
- از لابلای جمعیت (یا ترافیک و غیره) عبور کردن
- جولایی کردن
- در آمیختن
- در هم بافتن
- سر هم کردن
- طرز بافت
- لابلای چیزی گذاشتن
- نساجی کردن
- نوع بافت
- پیچ خوردن و رد شدن
- پیچ وخم داشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " weave " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "weave"
عباراتی شبیه به "weave" با ترجمه به فارسی
-
بافندگی · نساجی
-
بافت ساده
-
بافندگي صنعتي · صنعت الیاف · صنعت نساجی
-
بافت ساده
-
(پارچه بافی) نقش هندسی
-
(پارچه بافی) طرح سبدی
-
بافندگی دستی · صنایع دستی · مهارتها
-
بافندگی · نساجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن