ترجمه "webbed" به فارسی
(به ویژه پای اردک و غیره) پرده دار, تار مانند, تنسته مانند بهترین ترجمه های "webbed" به فارسی هستند.
webbed
adjective
دستور زبان
(of some feet) With the digits connected by a thin membrane. [..]
-
(به ویژه پای اردک و غیره) پرده دار
-
تار مانند
I'm surrounded on all four sides by webs.
دور تا دور مرا از چهار طرف شبکههایی تار مانند در برگرفتهاند.
-
تنسته مانند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " webbed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "webbed" با ترجمه به فارسی
-
پیش نما صفحه شبکه
-
رنگهای وب
-
تجربه وبی
-
زبان هستیشناسی وب
-
خزندهی وب
-
تار عنکبوت
-
وب معنایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن