ترجمه "webbing" به فارسی
(پای اردک و غیره) پرده, بخش بافته شده ی راکت تنیس وغیره, تسمه ی بافته بهترین ترجمه های "webbing" به فارسی هستند.
webbing
noun
دستور زبان
A sturdy woven fabric [..]
-
(پای اردک و غیره) پرده
-
بخش بافته شده ی راکت تنیس وغیره
-
تسمه ی بافته
-
ترجمه های کمتر
- زه
- زهبافت
- نوار بافته (از نخ پنبه یا کتان و غیره)
- کمربند بافته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " webbing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "webbing" با ترجمه به فارسی
-
پیش نما صفحه شبکه
-
رنگهای وب
-
تجربه وبی
-
زبان هستیشناسی وب
-
خزندهی وب
-
تار عنکبوت
-
وب معنایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن