ترجمه "wedge" به فارسی

گوه, تکه, زیر بهترین ترجمه های "wedge" به فارسی هستند.

wedge verb noun دستور زبان

One of the simple machines; a piece of material, such as metal or wood, thick at one edge and tapered to a thin edge at the other for insertion in a narrow crevice, used for splitting, tightening, securing, or levering (Wikipedia article). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوه

    mechanical device; triangular shaped tool; portable inclined plane; one of the six classical simple machines [..]

    they form into instruments, that serve instead of wedges, axes, and hammers.

    به شکل افزاری که کار چکش و تبر و گوه را انجام میدهد در میآورند.

  • تکه

    noun
  • زیر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • قطعه
    • برش
    • تحت
    • فانه
    • قاچ
    • پانه
    • پغار
    • چپاندن
    • گشاینده
    • براز
    • قراردادن
    • تابع
    • بریده
    • گذاشتن
    • (با گوه) ترکاندن
    • (با گوه) محکم کردن
    • (در جای خود) ثابت کردن
    • (لای چیزی) گوه گذاشتن
    • (مجازی) مفتاح
    • (چوب را) شکافتن
    • از هم جدا کردن
    • خفت انداختن
    • زیر دریایی
    • فرو کردن (با فشار)
    • هر چیز به شکل گوه
    • هواپیمای بمب افکن
    • گیر انداختن یا افتادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wedge " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "wedge"

عباراتی شبیه به "wedge" با ترجمه به فارسی

  • تحت فشار · کارگذاشته شده
  • صدفهای مرجانی
  • (بازی گلف) چوبی که در شنزار زیرگوی می گذارند
اضافه کردن

ترجمه های "wedge" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه