ترجمه "wedged" به فارسی

تحت فشار, کارگذاشته شده بهترین ترجمه های "wedged" به فارسی هستند.

wedged adjective verb

Simple past tense and past participle of wedge. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تحت فشار

    adjective
  • کارگذاشته شده

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wedged " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "wedged" با ترجمه به فارسی

  • (با گوه) ترکاندن · (با گوه) محکم کردن · (در جای خود) ثابت کردن · (لای چیزی) گوه گذاشتن · (مجازی) مفتاح · (چوب را) شکافتن · از هم جدا کردن · براز · برش · بریده · تابع · تحت · تکه · خفت انداختن · زیر · زیر دریایی · فانه · فرو کردن (با فشار) · قاچ · قراردادن · قطعه · هر چیز به شکل گوه · هواپیمای بمب افکن · پانه · پغار · چپاندن · گذاشتن · گشاینده · گوه · گیر انداختن یا افتادن
  • صدفهای مرجانی
  • (بازی گلف) چوبی که در شنزار زیرگوی می گذارند
  • (با گوه) ترکاندن · (با گوه) محکم کردن · (در جای خود) ثابت کردن · (لای چیزی) گوه گذاشتن · (مجازی) مفتاح · (چوب را) شکافتن · از هم جدا کردن · براز · برش · بریده · تابع · تحت · تکه · خفت انداختن · زیر · زیر دریایی · فانه · فرو کردن (با فشار) · قاچ · قراردادن · قطعه · هر چیز به شکل گوه · هواپیمای بمب افکن · پانه · پغار · چپاندن · گذاشتن · گشاینده · گوه · گیر انداختن یا افتادن
اضافه کردن

ترجمه های "wedged" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه