ترجمه "welcome" به فارسی
خوش آمدید, خوش آمدی, خوش اومدی بهترین ترجمه های "welcome" به فارسی هستند.
welcome
adjective
verb
noun
interjection
دستور زبان
The act of greeting someone’s arrival, especially by saying "Welcome!"; reception. [..]
-
خوش آمدید
interjectiongreeting given upon someone's arrival [..]
Welcome to our home!
به خانۀ ما خوش آمدید.
-
خوش آمدی
greeting given upon someone's arrival
No welcome, no beer, no smoke, and a lot of rules and orc talk instead.
نه خوش آمدی، نـه آبجویی، نه چپقی و به جایش کلی مقررات و حرفهای او رکی.
-
خوش اومدی
greeting given upon someone's arrival
Well, then, welcome to the mere mortals club.
خب پس به کلوب فناپذیران محض خوش اومدی
-
ترجمه های کمتر
- خوش اومدین
- استقبال
- خوشامد
- خوش آمديد
- خوشامد گفتن
- پذیرایی
- خوشایند
- گرامی
- مغتنم
- پذیرفتن
- مطبوع
- مطلوب
- خوشوازنی
- پروه
- ((بفرمایید)) گفتن
- (حرف ندا) خوش آمدید!
- استقبال کردن
- بفرمایید!
- خواهش می کنم !
- خوشامد گویی
- خوشنود کننده
- خوشوا زدن
- سلام و تعارف کردن
- قابلی ندارد!
- مغتنم شمردن
- پذیرا بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " welcome " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "welcome"
عباراتی شبیه به "welcome" با ترجمه به فارسی
-
پرستوی پیامرسان
-
ارزانی داشتن، مبارک کسی کردن و گفتن، نوش جانش، گوارای وجودش
-
جا خوش کردن
-
خوشرو · گشاده رو
-
سلام و خوشآمدی
-
مرکز خوش آمد
-
خوشامد گو
-
خواهش میکنم · قابل نداره · قابل نداشت · قابلی ندارد · قابلی نداشت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن