ترجمه "welcoming" به فارسی
خوشرو, گشاده رو بهترین ترجمه های "welcoming" به فارسی هستند.
welcoming
adjective
noun
verb
دستور زبان
hospitable, accessible and cordial. [..]
-
خوشرو
-
گشاده رو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " welcoming " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "welcoming" با ترجمه به فارسی
-
پرستوی پیامرسان
-
ارزانی داشتن، مبارک کسی کردن و گفتن، نوش جانش، گوارای وجودش
-
((بفرمایید)) گفتن · (حرف ندا) خوش آمدید! · استقبال · استقبال کردن · بفرمایید! · خواهش می کنم ! · خوش آمديد · خوش آمدی · خوش آمدید · خوش اومدی · خوش اومدین · خوشامد · خوشامد گفتن · خوشامد گویی · خوشایند · خوشنود کننده · خوشوا زدن · خوشوازنی · سلام و تعارف کردن · قابلی ندارد! · مطبوع · مطلوب · مغتنم · مغتنم شمردن · پذیرا بودن · پذیرایی · پذیرفتن · پروه · گرامی
-
جا خوش کردن
-
سلام و خوشآمدی
-
مرکز خوش آمد
-
خوشامد گو
-
خواهش میکنم · قابل نداره · قابل نداشت · قابلی ندارد · قابلی نداشت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن