ترجمه "weld" به فارسی
جوش دادن, جوش, جوشکاری بهترین ترجمه های "weld" به فارسی هستند.
A herb (Reseda luteola) related to mignonette, growing in Europe, and to some extent in America, used to make a yellow dye; dyer's broom; dyer's rocket; dyer's weed; wild woad. [..]
-
جوش دادن
verbto join materials (especially metals) by applying heat
Vicarious ordinances are at the heart of welding together eternal families, connecting roots to branches.
آئین های نیابتی در مرکز جوش دادن خانواده های ابدی، وصل کردن ریشه ها به شاخه ها است.
-
جوش
nounYouth is the season for prompt welding and the rapid healing of scars.
جوانی. موسوم جوش خوردنهای انی و سرب هم آوردنهای سریع است.
-
جوشکاری
His black skin glimmered in the bluewhite glare of the welding arcs.
پوست سیاهش درنورسفید متمایل به آبی دستگاه جوشکاری میدرخشید.
-
ترجمه های کمتر
- (به هم) پیوستن
- (به ویژه فلز یا پلاستیک) جوش دادن
- (مجازی) متحد کردن
- (گیاه شناسی) میخک زرد (Reseda luteola که از آن رنگدانه ی زرد می گیرند)
- جای جوش
- جوش خوردن
- جوشکاری کردن
- رنگدانه ی زرد (از این گیاه)
- لحیم کاری
- لحیم کردن
- محل جوشکاری شده
- پیوند دادن
- یگانگی ایجاد کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " weld " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A surname possibly deriving from the Old English word for woodland. The family is mainly located in the Southern regions of England. [..]
"Weld" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Weld در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "weld"
عباراتی شبیه به "weld" با ترجمه به فارسی
-
جوشکاری اصطکاکی
-
جوش نقطهای
-
(فلزکاری) جوش برقی · جوش الکتریکی · جوشکاری جرقه ای
-
جوشکاری اصطکاکی اغتشاشی
-
جوش · جوش گری · جوشکاری
-
تجهیزات جوشکاری · تجهیزات نگهداری
-
جوشکاری با الکترود دستی پوششدار
-
جوش سرد