ترجمه "weldment" به فارسی
قطعات بهم جوش خورده, چیز جوش خورده بهترین ترجمه های "weldment" به فارسی هستند.
weldment
noun
دستور زبان
A part created from an assembly of smaller components that are welded together. [..]
-
قطعات بهم جوش خورده
-
چیز جوش خورده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " weldment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن