ترجمه "well-fed" به فارسی

دارای تغذیه ی خوب, فربه, پرواری بهترین ترجمه های "well-fed" به فارسی هستند.

well-fed adjective دستور زبان

properly or adequately fed or nourished [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دارای تغذیه ی خوب

  • فربه

    a tall well fed man lay on his back with his head thrown back.

    مردی درشت اندام و فربه به پشت دراز کشیده و سرش به عقب افتاده بود.

  • پرواری

  • چاق

    adjective

    They were big and well fed and they always lived in one place.

    همه شون چاق و چله وشیکم سر بودند اونهاهمیشه دریه جا زندگی میکردند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " well-fed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "well-fed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه