ترجمه "weltering" به فارسی

خروشان ترجمه "weltering" به فارسی است.

weltering noun verb دستور زبان

Present participle of welter. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خروشان

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " weltering " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "weltering" با ترجمه به فارسی

  • (با امواج) دست به گریبان بودن · (در کار یا گرفتاری) غرق بودن · (مثلا امواج دریا) تلاطم · (مثلا خوک) در گل و لای غلت زدن · (مثلا در دریای متلاطم) بالا و پایین رفتن · آشفتگی · آشوب · اختلاط · بلبشو · خروش · خیس بودن · در هم و بر همی · درهم ریختگی · دست و پا زدن · غوطه ور بودن · غوغا · لولیدن · هرج و مرج · وول خوردن
  • (با امواج) دست به گریبان بودن · (در کار یا گرفتاری) غرق بودن · (مثلا امواج دریا) تلاطم · (مثلا خوک) در گل و لای غلت زدن · (مثلا در دریای متلاطم) بالا و پایین رفتن · آشفتگی · آشوب · اختلاط · بلبشو · خروش · خیس بودن · در هم و بر همی · درهم ریختگی · دست و پا زدن · غوطه ور بودن · غوغا · لولیدن · هرج و مرج · وول خوردن
  • (با امواج) دست به گریبان بودن · (در کار یا گرفتاری) غرق بودن · (مثلا امواج دریا) تلاطم · (مثلا خوک) در گل و لای غلت زدن · (مثلا در دریای متلاطم) بالا و پایین رفتن · آشفتگی · آشوب · اختلاط · بلبشو · خروش · خیس بودن · در هم و بر همی · درهم ریختگی · دست و پا زدن · غوطه ور بودن · غوغا · لولیدن · هرج و مرج · وول خوردن
اضافه کردن

ترجمه های "weltering" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه