ترجمه "westerly" به فارسی
غربی, باختری, عازم بهترین ترجمه های "westerly" به فارسی هستند.
westerly
adjective
noun
adverb
دستور زبان
Situated in the west. [..]
-
غربی
adjectiveblown by the powerful westerly winds.
توسط جریان نیرومند بادهای غربی به جلو رانده میشد.
-
باختری
-
عازم
adjective
-
ترجمه های کمتر
- از باختر
- از جهت غرب
- باد غربی
- به سوی باختر
- غرب وزان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " westerly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن