ترجمه "western" به فارسی
غربی, وسترن, باختری بهترین ترجمه های "western" به فارسی هستند.
Of, facing, situated in, or related to the west [..]
-
غربی
adjectivepertaining to the west
They say our house is too small by Western standards.
آنها می گویند بر طبق استانداردهای غربی خانه ما بسیار کوچک است.
-
وسترن
film or other dramatic work
Just a few Indians, we could make a western.
اگه چند تا سرخپوست اينجا بود ميشد فيلم وسترن ساخت
-
باختری
I stepped over the great western gate.
من پای خود را بلند کردم و آن سوتر دروازه بزرگ باختری نهادم.
-
ترجمه های کمتر
- (باد) غرب وزان W( -3 بزرگ) وابسته به کلیسای کاتولیک W( -4 بزرگ) وابسته به نیمکره ی غربی
- (فیلم) وسترن
- (کتاب و داستان) درباره ی غرب ایالات متحده (به ویژه در قرن 91)
- از جانب غرب
- باختر سوی
- وابسته به بلوک غرب (یا کشورهای اروپای غربی وامریکا)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " western " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Of or pertaining to a certain genre of film, television, literature, and so on, dealing with the American Old West. [..]
"Western" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Western در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "western"
عباراتی شبیه به "western" با ترجمه به فارسی
-
اقیانوس آرام مرکزی غربی
-
اقیانوس اطلس مرکزی غربی
-
عقاب ماهیگیر
-
کاکایی غربی
-
اگرت ساحلی
-
املت دارای فلفل سبز