ترجمه "westernmost" به فارسی
(در) غربی ترین جا, باختری ترین بخش بهترین ترجمه های "westernmost" به فارسی هستند.
westernmost
adjective
دستور زبان
Farthest west. [..]
-
(در) غربی ترین جا
-
باختری ترین بخش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " westernmost " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن